هنوز در سفرم ،
خيال مي كنم در آبهاي جهان
قايقي است
و من _ مسافر قايق _
هزار ها سال است
سرود زنده ي دريانوردان كهن را
به گوش روزنه هاي فصول
مي خوانم
و پيش مي رانم
در پی رسیدن به
ساحل آرزوهای خویش
سفر مرا به در باغ
چند سالگي ام برد
و ايستادم تا دلم قرار بگيرد ،
و در كه باز شد
من از هجوم حقيقت
به خاك افتادم
اما نه ...
اینجا هم
ساحل آرزو ها ی من نبود
و من همچنان
در پی ساح آرزوهای خویش
در سفرم
+ نوشته شده در یکشنبه 1 مهر1386ساعت 2:44 توسط مسافر ساحل آرزو ها |
| ||||||